خرید بک لینک

 نرقصانی ام کنون بر جوانی ام درخشیدی و رفتی

بر خلوتم زیبایی خفته ای لیک خندیدی و رفتی

گریستم به انتظارت اشکهایم بوسیدی و رفتی

نشستم غریبانه آشفته وار دستی بر قلبم کشیدی و رفتی

لحاف سحرگهانم یادت بود صدافسوس ندیدی و رفتی

بر مرداب زندگی چه کنم کزباغم پریدی و رفتی

هنگامه ی رفتنت ناله ها بود ناله هایم شنیدی و رفتی

تکیه گاهم محبت تکیه پرپلیدی رفتی

سرگشته بودم عمری حیف با بدی رفتی

دیدیم غروب آرزوهایم طلوع ها دیدی و رفتی

مگر چه کم بود زمحبت ازعشقم بریدی و رفتی

آه چه کنم منت دیگری خریدی و رفتی

برچسب: نویسنده: عبدالمناف آق ارکاکلي تاريخ: سه شنبه 1 اسفند 1391 ساعت: 3 PM

صفحه بندی