جايگاه حرف «ف» در زبان تركمني

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    به دو نوشتار متفاوت زير از يك عبارت توجه كنيد: به نظر شما كدامیک درست است؟
    1- مختومقلي فراغي‌نينگ وفالي شاگردي ملانفس (ماتي كوسايف، مقدمه ديوان مختومقلي، عشق‌آباد 1960، با همين رسم‌الخط)
    2- ماغتئم غولي پئراغي‌نئنگ وپالي شاگيردي موللانپس (رسم‌الخطي كه عده‌اي در اينجا با گویش فعلي عشق‌آباد درست كرده‌اند).

    پيداست كه صاحبان رسم‌الخط اخير فكر مي‌كنند حرف «ف» در زبان تركمني وجود ندارد.
    به شرطي مي‌توان گفت يك حرف در يك زبان وجود ندارد كه حتي يك كلمه هم با آن حرف در آن زبان نباشد و گويشورانش نتوانند به آسانی آن را تلفظ کنند.


    حرف ف در زبان تركمني به دو حالت وجود دارد:
    يكي در ساختار كلمات مانند: اوفله‌مك، چوفله‌مك، كوفريمك، كوفيك، چفار، بافيد، كرفه (كورفه)
    و ديگري براساس يك قاعده كلي اگر حرف «پ» در وسط كلمه ساكن نباشد «ف» تلفظ مي‌شود، مانند:
    تاپ، تافان، تافار، تاپدي (ساكن)، تافلدي، تاپسين (ساكن)، تافلسين، تافب، تافلب .... و يا اگر قبل از حرف «ر» قرار گيرد مثل: كوپ، كوفراك. اين مورد استثنائاتي هم دارد كه بعداً اشاره خواهيم كرد.
    اصطلاح «تافار تاپماز» به معناي «كم بضاعت» را از اطرافيانتان بخواهيد چند بار تكرار كنند، خواهيد ديد به آساني از عهده اين كار برمي‌آيند. در حاليكه مصدر در هر دو يكسان است.
    اين قاعده در زبان مختومقلي فراغي در كليه چاپ‌هاي قديمي از جمله چاپ قاضي و كوسايف نیز دیده می شود. حتي در مقدمه كوسايف در معرفي مختومقلي هم علاوه بر نوشتارهایی چون اوفلاب، چفر شاهد كلماتي با املاي كوفراك و توفار هستيم كه نشان مي‌دهد قاعده مذكور تا آن زمان در عشق‌آباد هم متداول بوده و اينكه بعضي‌ها مي‌گويند لهجه فعلي تركمنستان همان لهجه تكه است نمي‌تواند صحت داشته باشد.
    استاد قدير وردي رجايي مدرس بازنشسته زبان انگليسي و صاحب‌نظر در مسائل زبانشناسي راجع به كلماتي كه حرف «ف» در ساختار آنها وجود دارد استدلال جالبی کرده و در مقاله ای خطاب به منتقدين این حرف نوشته است: شما بايد اول ثابت كنيد حرف «ف» دراين نوع كلمات در ابتدا «ف» نبوده بلكه «پ» بوده است. اين استدلال دست ما را ماهرانه از پيش با منطق مي‌بندد تا گرفتار قياس مع‌الفارق نشويم يعني مثلاً «كوفريمك» را با «كوفراك» مقايسه نكنيم و نگوييم چون ريشه كوفراك كوپ يعني زياد است پس ريشه كوفريمك هم كوپ است كه در آن صورت لازم مي‌آيد عبارت «آغز كوفريمك» به معناي «زياد شدن دهان» ترجمه شود و اين درست نيست. و يا نگوييم اوفله‌مك و چوفله‌مك (يكي دميدن بر چيزي مثل آتش و ديگري دميدن به صورت و يا سينه انسان بعد از دعا و نيايش) مثل «كوپله‌مك» در ابتدا اوپله‌مك و چوپله‌مك بوده‌اند درحاليكه اولاً مي‌دانيم با اوپ و يا چوپ كردن دم به جايي نمي‌رسد و ثانیاً اگر این نظر درست بود این دو کلمه هم می توانستند از همان اول مثل «كوپله‌مك» با «پ» بیان شوند.
    حال با اين استدلالات به اثبات درست بودن جايگاه حرف «ف» در نوشتار متداول يعني «مختومقلي فراغي‌نينگ وفالي شاگردي ملانفس» مي‌پردازيم.
    فراغي: كلمه‌ايست دخيل عربي، منسوب به آسودگي و آزادي و همچنين لقب عارف و شاعر گرانقدر مختومقلي است.
    اگرچه در گويش تركمني ظاهراً كلمه‌اي نيست كه با اين حرف شروع شود اما چون اين كلمه دخيل است و در پيشينه فرهنگي ما ساختار اين نوع كلمات حفظ شده است لذا ما نيز به تبعیت از بزرگان علم و ادب آنرا فراغي مي‌نويسيم. حتي كسانيكه آنرا پئراغي مي‌نويسند يادشان باشد كه آنها هم در مصوبات خود كه در قالب يك دفترچه منتشر گرديد، در صفحات 53 و 54 در سه بند تعهد كرده‌اند كه به ساختار كلمات در زبان‌هاي فارسي و عربي پايبند باشند. در اينجا دستورالعمل آنها را عيناً نقل مي‌كنيم:
    الف) پايبندي به ساختار اصلي كلمات در زبان‌هاي فارسي و عربي و جلوگيري از اغتشاش ذهني در زمينه اورتوگرافيك بويژه در ميان نوآموزان.
    ب) تقويت وجوه اشتراك آموزشي در زمينه اسلوب نگارشي با زبانهاي فارسي و عربي
    ج) مأنوس بودن و پذيرفته بودن اين شكل نوشتار لغات دخيل در سليقه ذهني نوآموزان
    واضح است با اين دستورالعمل نمي‌توان فراغي را پئراغي نوشت زيرا در آن صورت نه تنهااز نظر اورتوگرافيك يعني املايي بلکه از نظر معنا نیز در ميان نوآموزان و حتی کهنه کاران اغتشاش ذهني به وجود ميا‌ید.
    منطق و عدالت حكم مي‌كند اين افراد همانطوركه به ساختار كلمات در زبانهاي روسی و غربی پايبندند و مثلاً فرويد، فرونت، فوتبال، چخوف و پاولف را با «ف» مي‌نويسند، به ساختار كلمات در زبان‌هاي فارسي و عربي هم كه مستقيماً قول آنرا داده‌اند پايبند باشند و فراغي را با «ف» بنويسند.
    وفا و نفس: در اين دو مورد احتياجي نيست بگوييم چون دخيل هستند بايد ساختار آنها حفظ شود بلكه همانطوركه قبلاً گفتیم در خود قواعد زبان تركمني هم ممكن نيست اين دو كلمه در حالت عادی «وپا» و «نپس» تلفظ شوند مگر به اشتباه و تقلید.
    میدانیم این نوع بدعت ها در ترکمنستان دوران شوروی بوجود آمد. آنها ابتدا «ب» را در آخر کلماتی چون : کتاب، کباب، آلیب و بریب به «پ» تغییر دادند. ماتی کوسایف در این خصوص می نویسد: «حاضرکی زمان ترکمن دیلینده سونگی «پ» حرفی بیلن قوتاریان سوزلر قدیم ترکمن ادبیاتینده کوپلنچ «ب» حرفینه اوگریب یازیلیار». اما خود کوسایف که از بزرگترین شخصیت های فرهنگی دوران خود بوداین نوع کلمات را همچنان با «ب» نوشته است. بعدها این روند به ساختار کلماتی چون وفا و نفس رسید و آنها هم وپا و نپس نوشته شدند. در اینجا ببینیم این کار که ما آنرا از نظر علمی یقیناً نادرست میدانیم در چه شرایطی و با تایید چه کسانی می توانست عملی گردد.
    سردار قل گلدی منتقد تركمنستاني در مقاله‌اي تحت عنوان «نواقص آموزش زبان ترکمنی در تركمنستان» که سال گذشته در هفته نامه صحرا به چاپ رسید نواقص موجود را ناشي از عملكرد مسئولين فرهنگي تركمنستان در دوران شوروي مي‌داند و معتقد است آنها با كنار زدن تدريجي اساتيد ادبيات تركمن و صاحب‌نظران واقعي با استفاده از تشکیلات حزب حاکم جاي آنها را در مراكز تصميم‌گيري گرفته و نظرات نادرست خود را به جامعه تحميل كرده‌اند. او آنها را افرادي صرفاً حزبی، بي‌خبر از ادبيات تركمن و در يك كلام «قره لشكر» ناميده است. تنها هنر آن افراد چنانکه بعداً ثابت شد تخریب فرهنگ و ادب و سنت های خوب گذشتگان به بهانه مبارزه با ارتجاع و کهنه پرستی بوده است. همانطور که کوسایف با اظهار گلایه با زیرکی خاص در این مورد می نویسد: سووت آدملاری گچمیشینگ اونگات اثرلرینی تنقیدی صورتده پیدالانیار. سببی «گوزل زادی، اگر اول حتی کونه بولسه ده آباد سقلامق گراک، اونی نسخه حکمنده آلمق گراک، اوندین (اوندن) اوغیر آلمق گراک، اول دینگه «کونه» دیب بز تویس عجایب زاددین نامه اوچون یوز دوندارملی میش؟ ... نامه اوچون ال چکملی میش؟».
    طبیعی است تصمیمات اتخاذ شده در چنین شرایطی نه تنها الزاماً اعتبار و ارزش متابعت ندارند بلکه آنچه توسط آنان در جامعه تبدیل به عادات نادرست شده اند نیازمند اصلاح می باشند.
    نواقص موجود، موانع جدی در راه آموزش زبان ترکمنی بوجود میاورند. شما چگونه می توانید نوشتاری چون «ماغتئم غولي پئراغي‌نئنگ وپالي شاگيردي موللانپس» را به دانش آموزان تفهیم کنید در حالیکه با عناصر اصلی زبان معیار یعنی پیشینه نوشتاری، دستور و قواعد، گویش عمومی و قراردادهای نخبگان معاصر مغایر است.
    دانش آموزان ابتدایی ممکن است فقط گوش کنند اما از دانش آموزان بالاتر نمی توان انتظار داشت در کلاسهای درس سؤال نکنند.
    عیسی ارازلی

    نویسنده : عبدالمناف آق ارکاکلي بازدید : 434 تاريخ : يکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت: 4 PM
    برچسب‌ها :

    نظر سنجی

    نظر شما درباره ی وبلاگ عصر صحرا چیست

    خبرنامه

    لینک دوستان

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها